روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

366

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

چاپ 1733 ج 1 ص 1595 نگاه كنيد . ص 300 س 20 - باورد كه اينك ابيورد خوانده مىشود ، شهرى است كه پس ازين كلاويخو آن را بنام خبوشان مىخواند و اكنون بنام قوچان ناميده مىشود . و در دشتى است در كنار رودخانهء مشهد . ص 302 س 7 - حمد الله مستوفى در ص 721 نزهة القلوب به همين امر اشاره مىكند . ص 308 س 11 - راه پائينتر كه از دشت مىگذرد ، همان راهيست كه اينك از آن از تهران به مشهد مىروند و از سمنان مىگذرد . ص 306 س 14 - در متن اصلى نوشته است Alafa كه همان « العفيه » باشد كه بدينگونه داخل زبان اسپانيايى گشته است . اصولا اين لغت در زبان عرب بمعنى « سوديست كه به كسى تخصيص داده باشند يا عطيه‌ايست » ( به فهرست Glossaire دوزى و انگلمان ص 53 تحت لغت Alafia بنگريد ) . اين زمستانگاه يا قشلاق معروف قراباغ در محل بهم پيوستن دو رود كر و ارس قرار گرفته است و مركز قراباغ « بيلقان » است . در پايان نوامبر سال گذشته كه سفيران از سمرقند به راه افتادند ، اگر بخاطر داشته باشيد با تيمور ملاقاتى دست نداد ، زيرا كه حال وى وخيم و مشرف بموت بود . چنان كه پيشخدمتهاى خاص او مىترسيدند . چنان كه گفتيم تيمور ازين بيمارى بهبود يافت و در دسامبر سرگرم گردآورى سپاه براى حمله بچين شد و در ژانويه روانهء چين شد كه از آسياى مركزى بگذرد . در اوايل فوريه از سيحون كه يخ بسته بود گذشت و به اترار رسيد . اما بار ديگر بيمارى گريبانگير او شد و اين بار ناخوشى او كشنده بود . در هفدهم همان ماه ( 17 شعبان 807 ه . ) درگذشت . بروز اختلاف و پيكار براى تخت و تاج و جانشينى او غير قابل پرهيز بود . از سمرقند تا قراباغ از كوتاهترين راه سه هزار ميل راهست كه چاپاران تاتار ( چنان كه كلاويخو در فصل گذشته ص 174 از آن توصيف مىكند ) شايد در مدت بيست روز آن را مىپيمودند . با اين حساب كلاويخو و يارانش را در هفتم مارس متوقف ساختند و به تبريز باز گرداندند و علت اين نيز همانا اخبار نامساعدى بود كه تازه آنجا رسيده بود . براى دريافت و فهم وضع درهم و پيچيدهء بقيهء اين ماجرا به شجرهء نسب در حواشى ديباچه ص 332 و شرح مختصر مندرج در ص 34 دربارهء اتفاقاتى كه پس از مرگ تيمور رخ داد ، مراجعه كنيد . ص 308 س 7 - شهر بيلقان بفرمان تيمور تجديد ساختمان شد و مركز